صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
116
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
رأى امام صادق ( ع ) و درستى نظر ايشان را سخن پيامبر ( ص ) تأييد مىكند كه فرمود : « بخيل كسى نيست كه زكات واجب مالش را بدهد و بخشش در قومش را مانع شود ، بخيل واقعى كسى است كه زكات واجب مالش را نمىدهد و به بخشش ميان قومش مىپردازد و در امور ديگر اهل ريخت و پاش است . » در اينجا بايد يادآور شويم كه تعريف بخيل در شرع آن است كه : كسى از فعل واجب مخالفت كند ، و بخل همان ، دفع و منع واجب را گويند . امّا غزّالى در كتاب احياء به اين مسأله پرداخته و بحث ظريف و مستقلى دربارهء آن كرده است و به اين مطلب رسيده كه : « واجب دو گونه است : واجب در شرع ، واجب در جوانمردى و عادت . و بخشنده كسى است كه مانع واجب شرعى و واجب جوانمردانه نمىشود ؛ و اگر يكى از آنها را مانع شود او بخيل است . امّا كسى كه مانع واجب شرعى مىشود بخيل است ، مانند كسى كه مانع زكات دادن مىشود ؛ و نفقهء خانوادهاش را نمىدهد و يا مىدهد ، ولى بر او دشوار است . چنين كسى طبعا بخيل است و از سر تكلّف بخشش مىكند . يا كسى كه عاشق مال و ثروت خود است ؛ و قلبش نمىپسندد كه بهترين مال خويش و يا متوسط آن را ببخشد . همهء اينها بخل است . » غزّالى قبل از اين سخن ، هدف از وجود مال را بيان و علّت انفاق و بخل را آشكار ساخته است ؛ گو اين كه وى به شرح سخن امام صادق ( ع ) كه بيانش گذشت ، پرداخته است . مىگويد : مال براى حكمت و مقصودى آفريده شده و صلاح آن براى نيازهاى مردم است ؛ و ممكن است از مصرف آن در چيزى كه براى آن خلق شده امساك كرد ؛ و ممكن است در امورى كه مصرف در آن نيكوست ، بخشيد ؛ و ممكن است با عدالت در آن تصرّف كرد ؛ يعنى آنجا كه بايد حفظ شود ، حفظ ؛ و آنجا كه بايد بخشيده شود ، بخشش صورت گيرد . پس ، امساك در جايى كه بخشيدن واجب است ، بخل ؛ و بخشش در جايىكه امساك واجب است ، اسراف است ؛ و ميان اين دو پسنديده است . شايسته است كه جود و سخا تعبيرى از آن باشد ، چون به پيامبر ( ص ) فرمانى جز سخا داده نشده است . و به او گفته شد : وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ « 1 » . و خداوند هم فرمود : وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ
--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 29 : و دستت را به گردنت زنجير مكن ، و بسيار هم گشادهدستى منما .